چهارشنبه 26 تير 1387
نافرمانی مدنی، سنتی حسنه در کردستان، مسعود کردپور

ادامه مطلب
iranin kurdish democracy and human rights foundation

| مهسعود كوردپـور باس له مانگرتنی ناو شـارهكانی كوردسـتانی ئێران دهكات | |
| 12/07/2008 |
بهپـێی ههواڵهكان لهگهڵ نزیكبوونهوه له سـاڵیادی كوژرانی دكتۆر عهبدولڕهحمان قاسـملو سـكرتێری پـێشووی حزبی دیموكراتی كوردسـتانی ئێران مانگرتنێـكی گشتی له ناو شـار و شـارۆچكه كوردیـیهكانی ئێراندا دهسـتیپـێـكردووه.
لهو بارهیهوه هاوكارمان بهڵێن سـاڵح گفتوگۆیهكی لهگهڵ ڕۆژنامهوان مهسـعود كوردپـور سـازكردووه و دهتوانن گوێبیسـتی بن له ڕێـگهی كلیـكـكردنی ئهو فایله دهنـگیـیهی سهرهوه، ماوهكهی 5:50 خولهكه.
تاریخ انتشار مقاله 12/07/2008 به روز شده 12/07/2008 15:18 TU
به مناسبت نوزدهیمن سالگرد ترور دکتر عبدالرحمان قاسملو رهبر فقید حزب دموکرات کردستان ایران و در محکومیت ترور و تروریسم، امروز کسبه شهرهای مهاباد، سقز، بوکان و اشنویه مغازه های خود را بستند. مسعود کردپور روزنامه نگار مقیم سنندج مشاهدات خود را در مورد این اعتراض مدنی بیان می کند.
گفتگو : ناصر اعتمادی
گفتگو ها
Der Iran hält einen traurigen Rekord: Nach China werden dort die meisten Menschen hingerichtet. Wegen "Versündigung gegen Gott und den Islam" sollen nun auch zwei kurdische Journalisten im Iran hingerichtet werden. Das Delikt gilt in der iranischen Rechtsprechung als Kapitalverbrechen. Oft werden die Hinrichtungen öffentlich ausgetragen, am vergangenen Donnerstag sind erstmals seit fünf Jahren wieder Menschen öffentlich in der Hauptstadt Teheran gehängt worden. Selbst Jugendliche werden mittlerweile im Iran hingerichtet. Über die Situation in Iranisch-Kurdistan haben wir mit Masud Kurdpur gesprochen, Journalist und Menschenrechtler im Iran.
علاوه بر دستگیری فعالان حقوق بشری و دست اندرکاران مطبوعات، خبر دادگاهیشدن ۵ فعال کارگری درسقز و اعتصاب غذا در زندان دیزلآباد کرمانشاه نیز حکایت از تشدید فشارها در کردستان بر جامعهی مدنی دارد.
مسعود کردپور، خبرنگار از مهاباد در این باره به دویچه وله گفت:
«با توجه به روی کارآمدن دولت جدید که دولتی اقتدارگرا است و اعتقادی به مردمسالاری حتا دینی آن هم ندارد، متأسفانه شاهد آن هستیم که در مناطقی که اقوام ایرانی در آنجا ساکن هستند، بويژه مناطق کردنشین که در این مناطق با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی که حاکم هست مبارزهای پیگیر و مداوم در رابطه با حقوق مردم توسط جریانات مختلف سیاسی و احزاب سیاسی وجود داشته است، متأسفانه حاکمیت پاسخی برای مطالبات مردم ندارد و در کلیهی شعارهایی که داده است در این مناطق با شکست مواجه شده است و همین باعث شده که تنها راه حل ممکن را در تشدید سرکوب و اختناق ببیند و متأسفانه شاهد هستیم که هر روز فضای سیاسی این منطقه بستهتر میشود و متأسفانه روزنامهنگاران و فعالین حقوق بشر در زمینههای مختلف به زندان میافتند. همین امروز خبرهایی به دست ما رسید که آقای اجلال قوامی هم که مدتی پیش به چندسال زندان محکوم شده بودند، ظاهرا زندان ایشان هم تأیید شده و از طرف دیوان عالی کشور ایشان روانهی زندان شدند. و همچنین آقای لقمان مهری که از فعالین اجتماعی بودند، ایشان هم ظاهرا به سهسال زندان محکوم شدند و ایشان هم ظاهرا باید روانهی زندان بشوند. کلیهی شرایطی که در منطقه حاکم هست، متأسفانه شرایط امنیتیست و زمینه برای فعالیتهای مسالمتآمیز و قانونی در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی هم متأسفانه فراهم نیست و همین باعث میشود رادیکالیزم بیشتری در منطقه بوجود بیاید و گروههایی که معتقد به کار خشونتآمیز هستند بیشتر در این منطقه بتوانند زمینهی فعالیت پیدا کنند."
این رادیکالیسم تا چه اندازه زمینهی بروز دارد و به چه شکل خودش را نشان میدهد؟
مسعود کردپور معقتد است، جامعه مدنی در مناطقی معنا پیدا می کند که محرومیت بیشتر است، یعنی باید شرایطی را فراهم کرد که با روزنامهنگاران و کسانی که از راههای مدنی پیگیر مطالبات مردم هستند بتوانند فعالیت کنند. ولی با رفتاری که مقامات درکردستان درپیش گرفتهاند، فضا بشدت امنیتی شده و زمینه برای خشونت فراهم شده است.
کردپور در مورد اعتصاب غذای نامحدود ۲۰ تن از زندانیان دیزلآباد کرمانشاه و جرم آنها افزود:
«با توجه به شرایط اجتماعی که در کشور وجود دارد متأسفانه روز به روز تعداد زندانیان در مناطق مختلف کشور بیشتر میشود. من خودم مدتی در زندان بودم و دیدهام که جای خوابیدن هم در داخل زندان نبود و شرایط ناراحتکننده و تهوعآور بود. آدم اصلا نمیتوانست آنجا زندگی کند. با توجه به این شرایط، زندانیها راهی ندارند غیر از اینکه اعتصاب انجام بدهند و بر اساس خبرهایی که به دست ما رسیده است، تعدادی از زندانیان سیاسی در کرمانشاه در زندان دیزلآباد آنجا اعتصاب کردهاند که حاکمیت پاسخگوی هیچگونه اعتراضی در این زمینه نیست."
یا محمود صالحی را آزاد كنيد يا ما را هم به زندان ببريد
حاكميت غيرمنتخب،اقتدارگرا وناكارامد جمهوري اسلامي كه از حل ابتداييترين مسائل و مشكلاتي كه توسط كارگزاران نا لايق آن براي مردم وبويژه اقشار،طبقات وتودهاي محروم و ناراضي وبه جان آمده بوجود آمده است در مانده است تنها راه كنترل وضع موجود وفرار از پاسخگويي به خواستها ومطالبات بر حق مردم را برخورد امنيتي ،قضايي مي داند و از هر گونه فعاليت مدني وانساني واهمه دارد و تنها راه تعامل با فعالين اجتماعي و صنفي را زندان مي داند .
محمود صالحي فرزند سخت كوش، دلير ومبارز كردستان كه از دل زحمت كش تري ومحرومتري اقشار اجتماعي كردستان سر بر اورده است اكنون براي چندمين باراست كه توسط گماشتگان امنيتي به زندان مي افتد هر چند زندان وشكنجه وفشار به بخشي از زندگي فعالين و مبارزين عرصه هاي مختلف اجتماعي وسياسي در آمده است وبه آن عادت كرده اندو محمود صالحي در طي سالهاي اخير چنان در كوران مبارزات حق طلبانه كارگران گداخته شده است كه باكي از زندان وشكنجه ندارد ولي خبرهاي رسيده مبني بر بيماري نامبرده در زندان همه وجدانهاي پاك بشري را به درد آورده و ياد آور خاطرات ناخوشايند مرگ اكبر محمدي وزهرا كاظمي كه هر دو در زندانهای امنیتی فوت كردند می باشد.
هر چند دستگاه اطلاعاتي و امنيتي مي كوشد با ايجاد فضاي رعب و وحشت حاكميت نا ميمون و نامشروع اقتدار گرايان را استمرار بخشد ولي روند اعتراضات مردمي حكايت از آن دارد كه ديري نخواهد پاييد كه يخهاي سرد استبداد و اختناق ذوب خواهد شد وچسمه آزادي و عدالت همه را سيراب خواهد كرد.
بنياد دمكراسي و حقوق بشر كردستان ايران خواستار آزادي تمامي زندانيان سياسي و عقيدتي است و اعلام مي كند يا محمود صالحي را آزاد كنيد يا ما را هم به زندان ببريد.
دبيرخانه بنياد دمكراسي و حقوق بشر كردستان ايران
ششم تير ماه 1386
| مێزگردێـك سهبارهت به قهیرانی بهرنامهی ناوهكی ئێران | |
| 17/06/2007 |
ڕۆژی چوارشهممه بهریتانیا و فهرهنسـا و ئهڵمان له بڵاوكراوهیهكی هاوبهشدا هۆشـداریان دا به ئێران بهوهی كه ئهگهر بهم شـێوهیه لهسهر بهردهوامی پـیتاندنی یۆرانیۆم سوربێت ئهوا ڕووبهڕووی توندكردنی گهمارۆكان له لایهن ئهنجومهنی ئاسایشی نهتهوه یهكگرتووهكان دهبێت.
سهركۆماری ئێران مهحمود ئهحمهدی نهژادیش لهم ههفتهیهدا گوتی كه وڵاتهكهی پهكی به ههڕهشهی زیاتری گهمارۆكان نهكهوتووه.
بۆ وتووێـژكردن لهسهر ئهم بابهته هاوكارمان موعتهبهر شـیروانی مێزگردێـكی بۆ ئهم بهڕێزانه سـازكردووه:
مهسعود كوردپور، ڕۆژنامهوان و شیكهرهوهی كاروباری ئێران.
دكتۆر ئاوات عهلی یار، خهباتكاری سـیاسی و چاودێری كاروباری ئێران.
دهتوانن گوێبیسـتی دهقی مێزگردهكه بن له ڕێـگهی كلیـكـكردنی ئهو فایله دهنـگیـیهی سهرهوه، ماوهكهی 17 خولهكه.
| بهرنامهی ههلهو واشـنتـۆن: سهرپـێچی ئێران له خواستی كۆمهڵـگای نێونهتهوهیی | |
| 26/05/2007 |
پـێـنجشهممه له كۆنفرانسـێـكی ڕۆژنامهوانی سهرۆكی ئهمریكا جۆرج بوش گوتی لهگهڵ هاوپهیمانهكانی كار دهكات بۆ توندتركردنی گهمارۆ له دژی ئێران لهبهر ئهوهی ئێران ئاماده نیـیه پـیتاندنی یۆرانیۆم ههر وهك ئهنجومهنی ئاسایشی نهتهوه یهكگرتووهكان داوای لێـكردووه ڕابگرێت. سهرۆك گوتی بهو كارهی ئێران لهبهرامبهر خواسـتی جیهانی ئازاددا ڕاوهسـتاوه، ئهوهش تهنیا ئێران دورهپهرێزتر و دابڕاوتر له پاشـماوهی جیهان دهكات. له ههمان ڕۆژ سهرۆك كۆماری ئێران مهحمودی ئهحمهدی نهژاد دووپاتی كردهوه پـرۆگرامی ناوهكی وڵاتهكهی بهردهوام دهبێت.
ڕۆژێـك پـێـشـتر ئاژانسی نێونهتهوهیی وزهی ئهتۆمی ڕاپـۆرتێـكی بڵاوكردهوه، تیایدا گوتی ئێران سهرپـێـچی له داوای كۆمهڵـگای نێونهتهوهیی كردووه و پـیتاندنی یۆرانیۆمی پهره داوهتێ، پـرۆسهیهكه دهتوانێت یارمهتیدهربێت بۆ سـازكردنی چهكی ناوهكی.
لهم ههفتهیه كهناڵی تهلهفیزیۆنی دهنگوباسی ئهمریكای ABC News ئاشكرای كرد بهپـێی فهرمانێـكی سهرۆكایهتی سهرۆكی ئهمریكا جۆرج بوش ڕێـگهی داوه به نهێنی كار بۆ گۆڕینی ڕژێمی تاران بكرێت.
ڕۆژئاوا لهو باوهڕهدایه ئێران به نهێنی خهریـكی سـازكردنی چهكی ناوهكیـیه. ئێران حاشـا لهوه دهكات.
گهمارۆی قورسـتر، وتووێـژی تێروتهسهل، ههروهك سهرۆكی ئاژانسی نێونهتهوهیی ئهلبهرادعی باسی كرد، یانیش گۆڕینی ڕژێم پاشـترین بژارن بۆ ڕێـگهگرتن له ئێران نهبێـته خاوهن چهكی ئهتۆم.
ئهدی ڕووبهڕووبوونهوهی لهشـكری، بهتایبهتی كه چوارشهممه نۆ كهشـتی جهنگی ئهمریكایی، له ناویان دوو كهشتی فڕۆكه ههڵـگر بۆ مانۆڕ چوونه ناو ئاوهكانی كهنداوی فارس. بهشـێـكی بۆ نیشـاندانی هێز به تاران. كهشـتیـیهكان نزیكهی 17 ههزار سهرباز و 140 فڕۆكهیان پـێ بوو، به ڕۆژی ڕووناك به ناو ئاوی تهنگهی هورمزدا تـێپـهڕین.
بۆ قسهكردن لهسهر ئهم مهسهلهیه و چهند مهسهلهیهكی تری پهیوهست به ئازادی و دیموكراسی و مافهكانی مرۆڤ له ئێران هاوكارمان موعتهبهر شـیروانی له میانهی بهرنامهی ههلهو واشـنتۆنی ئهم ههفتهیه میوانداری ئهم بهڕێزانهی كردووه:
مهسـعودی كوردپـور، ڕۆژنامهوان له كوردستانی ئێران.
خالیدی محهمهد زاده، ڕۆژنامهوان له كوردسـتانی عێراق.
دهتوانن گوێبیسـتی دهقی بهرنامهكه بن له ڕێـگهی كلیككردنی ئهو فایله دهنـگیـیهی سهرهوه. ماوهی بهرنامهكه 45 خولهكه.
| مهسعود كوردپور دهڵێت ڕۆژنامهی سهربهخۆ له ئێراندا نهماوه | |
| 04/05/2007 |
|
ئێران |
بر اساس گزارشهاي رسيده به بنياد از سنندج حميد ساعدي دبير ناحيه ۱ آموزش وپرورش و از اعضاي كانون صنفي معلمان كردستان در تاريخ ۲/۲/۸۶ توسط ماموران دادگاه انقلاب سنندج بازداشت شد.نامبرده قبلا نيز داراي پرونده در دادگاه انقلاب بوده ودر سال ۸۴ نيز توسط دستگاههاي امنيتي براي مدتي در زندان بوده است.
![]() |
تاريخ :27/01/1386 | ساعت : 10:53 |
| در حمايت از فراخوان كانون صنفي معلمان كشور؛ معلمان مناطق غرب كشور از حضور در كلاسهاي درس خوداري كردند سنندج- خبرگزاري كار ايران در حمايت از فراخوان كانون صنفي معلمان كشور جمعي از معلمان مناطق غرب كشور روز 26 و 27 فروردين سال جاري از حضور در كلاسهاي درس خودداري كردند. مسعود كردپور، دبير آموزش و پرورش، در گفت وگوي تلفني با خبرنگار ايلنا، گفت: در حمايت از فراخوان كانون صنفي معلمان ايران مبني بر اعتصاب معلمان كشور براي عدم حضور در كلاسهاي درس فرهنگيان مناطق غرب كشور از جمله شهرهاي سنندج، مريوان، سقز و بوكان به صورت پراكنده در اين اعتصاب شركت كرده و از حضور در كلاسهاي درس خودداري كردند. وي ادامه داد: اين اعتصاب در حمايت از خواستههاي صنفي معلمان كشور و اجراي قانون خدمات كشوري و آزادي معلمان دستگير شده كه در تجمعات قبلي در مقابل مجلس شوراي اسلامي امروز نيز ادامه خواهد داشت. اين روزنامهنگار گفت: انگيزه كلي كانون صنفي معلمان تنها بحث حقوق و مزاياي معلمان نيست، بلكه وضع عمومي آموزش و پرورش در خصوص دانشآموزان و معلمان و همچنين محتواي آموزشي است. داود روحاني، يكي ديگر از معلمان شهر سنندج گفت: در حقيقت انگيزه كلي معلمان حقوق و مزاياي معلمان نيست؛ بلكه هدفهاي بالاتري داريم كه ميتوان به وضع عمومي آموزش و پرورش و عدم فضاي كافي آموزشي اشاره كرد. وي بيان كرد: آموزشها در حال حاضر هدفهاي جامعه را برآورد نميكند به عنوان مثال شركت گاز، راهنمايي و رانندگي و..... خود به نحوي آموزش ميدهند كه اين عمل مربوط به آموزش و پرورش است. وي در پايان گفت: اعتصاب ديروز و امروز معلمان به عنوان همدردي با معلمان دستگيرشده است و تا رسيدن به خواستههاي به حق خود و آزادي همكارانمان اين اعتصابات ادامه خواهد داشت. پايان پيام |
| بهرنامهی ههلهو واشـنتـۆن: قهیرانی نێوان ئێران و بهریتانیا | |
| 31/03/2007 |
ڕۆژی پـێـنجشهممه ئهنجومهنی ئاسایشی نهتهوه یهكگرتووهكان له بڵاوكراوهیهكدا نیگهرانی قوڵی دهربڕی سهبارهت به گیرانی 15 مهلهوانی هێزی دهریایی بهریتانیا لهلایهن ئێران له ههینی ڕابردوو له ئاوهكانی شـهت ئهلعهرهبدا ڕۆژێـك پـێش ئهوهی ئهنجومهنی ئاسایش سـزای نوێی توند داسهپـێـنێـته سهر ئێران لهبهر پـرۆگرامی ناوهكی.
ئێران ئیدیعا دهكات ئهو 15 مهلهوانه كه ژنێـكیشـیان له ناوه دهربازی ئاوی ئێران بووبوون. بهریتانیا ڕهدی ئهمه دهداتهوه و دهڵێت هێزهكانی خهریـكی جێبهجێـكردنی ئهركیان بهپـێی بڕیاری نهتهوه یهكگرتووهكان له ناو ئاوهكانی عێراق بوون له كاتی دهسـتگیركردنیان.
باشه ئێران كه له ژێر فـشـارێـكی پهرهسهندوی نهتهوه یهكگرتووهكانه لهسهر هاوكاری نهكردن له بهرنامهی ناوهكی بۆ لهم دهمهدا دهست لهو كاره دهدات؟ ئاكامهكانی بهسهر ڕۆڵی ئێران چی دهبن؟ بژارهكان بۆ دهرچوون لهو قهیرانه چین؟ ئهی بژارهكانی بهردهم بهریتانیا چین؟ ئایا دهتوانرێت به ڕێـگای دیبلۆماسی چارهسهری ئهم قهیرانه بكرێت و یان بژاری دیكه وهك بژاری لهشـكری لهبهر چاون؟.
بۆ وهڵامدانهوهی ئهم پـرسـیارانه و چهندین پـرسـیاری دیكهی پهیوهست بهم مهسهلهیه هاوكارمان موعتهبهر شـیروانی میوانداری ئهم بهڕێزانهی كردووه:
مهسعودی كوردپـور، ڕۆژنامهوان له كوردسـتانی ئێران.
خالید محهمهد زاده، ڕۆژنامهوان له سلێمانی، كوردستانی عێراق.
دهتوانن گوێبیسـتی دهقی بهرنامهكه بن له ڕێـگهی كلیككردنی ئهو فایله دهنـگیـیهی سهرهوه. ماوهی بهرنامهكه 44 خولهكه.
زنان نيمي از جامعه انساني را تشكيل مي دهند در طي تاريخ و بر اساس اعتقادات مذهبي در اکثر عرصه های اجتماعی ،اقتصادی وسیاسی زنان مورد اجحاف و ستم جوامع مردسالار قرار گرفته اند ومبناي مشروعيت بسياري از حكومتهاي خود كامه مذهبي براساس تحقير و استثمارزنان بوده است .
پيشرفت تدريجي وخوداگاهي وتوسعه فرهنگي جوامع درغرب به تدريج اين باور را تقويت كرده است كه هيچ جامعه اي بدون حضور برابر زنان همپاي مردان پله هاي سعادت و ترقي را طي نخواهد كرد.هنوزكم نيستند جوامع وحكومتهاي خودكامه اي كه در آستانه قرن بيستم وجود و بقاي خود را در گرو استثمار وتحقير زنان مي بينند.
در بسياري از كشورهاي مسلمان و از جمله ايران وضعيت اجتماعي و حقوقي زنان بسيار اسفناك است و با زنان همچون بردگان رفتار مي شود ،هر چند در ايران حقوق بشر در كليت آن پايمال مي شود ولي بر اساس قوانين جاري در جمهوري اسلامي زنان به صورت مضاعف در معرض نقض حقوق شهروندي و انساني خود هستند.
هر روز اخبار متعددي از گوشه و كنار كشور درارتباط با تهديد ،شكنجه، سنگسارو خودسوزي زنان منتشر مي شود.
علاوه بر قوانين زن ستيز جمهوري اسلامي متاسفانه فرهنگ حاكم بر بسياري از جوامع مناطق مختلف كشور از جمله كردستان درارتباط با رعايت حقوق زنان ،ابتدايي وعشيره اي است ودر بسيار از موارد شاهد تهديد و شكنجه و قتلهاي ناموسي هستيم. تجميع قوانين زن ستيز جمهوري اسلامي با فرهنگ مردسالار حاكم بر جامعه ايران در بسياري از موارد جهنمي به تمام معنا براي زنان ايجاد كرده است كه راهي جز خود كشي را براي آنان نگذاشته است .
بنياد دمكراسي و حقوق بشر كردستان ايران تغيير در وضعيت موجود به نفع دمكراسي و حقوق بشر را در گرو مبارزات مستمر و پيگير تمامي زنان و مرداني مي داند كه دل در گرو آزادي، دمكراسي و انديشه هاي والاي انساني دارند،ما خواستار بر چيده شدن قوانين زن ستيز جمهوري اسلامي و رعايت حقوق بشر وحقوق برابر انساني براي زنان هستيم.
دبيرخانه بنياد دمكراسي و حقوق بشر كردستان ايران
هشتم مارس ۲۰۰۷
كردستان
در طي دو سال اخير كه از روي كار آمدن دولت احمدي نژاد دركشور مي گذرد بحرانهاي داخلي روز به روز حالت وخيمتري به خود گرفته است . حا كميت جديد جمهوري اسلامي نه تنها نتوانسته گامي در جهت حل اختلافات و شكافهاي شديد طبقاتي و منطقه اي در كشور بر دارد بلكه هر روزورق ديگري از اين بحرانها را رقم زده است.
انفجارات سال گذشته در خوزستان ،نااراميهاي آذربايجان ،خيزشهاي ملي در كردستان و حوادث اخير بلوچستان همگي نشان ازموج جديد اعتراض به اختناق حاكميت اقتدار گراي جمهوري اسلامي است .جمهوري اسلامي از همان روزهاي اوايل انقلاب با مطالبات عمومي مردم و بويژه مليتهاي تحت ستم ايران روبرو بوده است هر چند در اوايل انقلاب كسي گمان نمي كرد كه آرمانهاي انقلاب فداي زياده طلبيهاي حاكميت انقلابي شود ولي بعداز گذشت چند صباحي از پيروزي انقلاب و با شروع جنگ عراق و ايران كه براي تازه به قدرت رسيدگان يك نعمت الهي بود قدرت در انحصار قشري خاص قرار گرفت و آرمانهاي انقلاب فداي انحصارطلبيهاي حاكميت وآتش جنگ ايران و عراق شد. هر چند حاكميت با سياست النصروبالرعب توانسته است به صورت مقطعي صداي اعترض مردم را خفه كند ولي هر ازچند گاهي اين مطالبات به صورت آتش زير خاكستر دو باره فروزان شده و آتش ان دامن حاكميت را گرفته است ،حاكميت با سركوب مبارزات سياسي ومدني مردم و با استقرار امنيت گورستاني اين مبارزات راهر چه بيشتر زير زميني كرده و خشونت را جايگزين مدنيت كرده است .سياستهاي انكار و سركوب تنها هزينه مبارزات را بالا برده و هيچگاه نتوانسته است آن را ريشه كن كند. تنوع ملي مذهبي در كشور بزرگي مانند ايران و در عصر جهاني شدن مسلما نمي تواند با انكار و سركوب حل شود ،پاك كردن صورت مسئله مسلما چيزي از اهميت آن نمي كاهد . در حالي كه كشور بزرگي مانند هندوستان باصدها قوم ومذهب مختلف با سياستهاي دمكراتيك توانسته است به حيات وبقاي خود ادامه دهد و راه توسعه را بپيمايد، در ايران حاكميت ايدئولوژيك با سياستهاي نا بخردانه خود هر روز زمينه بيشتري را براي فروپاشي و اضمحلال سياسي و اجتماعي كشور فراهم مي كند .
بنياد دمكراسي و حقوق بشر كردستان ايران ادامه سياستهاي آپارتايد ملي و مذهبي و طبقاطي را در برهه كنوني به زيان مصالح و امنيت ملي كشورمي داند و به حاكميت توصيه مي كند كه بجاي سركوب مبارزات مدني مردم ايران و به خشونت كشاندن آنها اين مطالبات را به رسميت شناخته راه تساهل و تسامح و زمينه گفتگو و تعامل را فراهم كرده و به روزنامه ها و احزاب سياسي اجازه فعاليت داده تا شبنامه جاي روزنامه و انفجار جاي فعاليت آزاد احزاب را نگيرد .
دبيرخانه بنياد دمكراسي و حقوق بشر كردستان ايران
كردستان
دوم اسفند 1385
| مه سعودكوردپـور سهبارهت به ڕانهگرتنی پـیتاندنی یۆرانیۆم له لایهن ئێرانهوه دهدوێت | |
22/02/2007 |
ڕۆژی شهممهی ڕێـكـكهوتی 23 ی مانگی دوانزهی سـاڵی 2006 ئهنجومهنی ئاسایشی نهتهوه یهكگرتووهكان به كۆی دهنگ بڕیارێـكی له دژی ئێران لهسهر بهرنامه ناوهكیـیهكهی پهسهند كرد.
بڕیارهكه كه ژمارهكهی 1737 بوو داوای له ئێران دهكرد له ماوهی دوو مانگدا ههموو جۆره كارهكانی پـیتاندنی یۆرانیۆم ڕابگرێت و كۆتایی بهو توێژینهوانهی بهێنێت كه ئهگهری دروسـتكردنی چهكی ناوهكی لێ دهكرێت.
بهڵام ئهوهتا دوو مانگ تـێـپهڕ بوو و ئێران نهك ههر پابهندی بڕیارهكهی ئهنجومهنی ئاسایش نهبووه بهڵـكو بهردهوام باس له پهرهپـێدانی بهرنامه ناوهكیـیهكهی دهكات.
لهو بارهیهوه هاوكارمان دهخیلی شهممۆ گفتوگۆیهكی لهگهڵ نوسهر و ڕۆژنامهوان مهسعود كوردپـور سـازكردووه.
دهتوانن گوێبیسـتی دهقی گفتوگۆكه بن له ڕێـگهی كلیـكـكردنی ئهو فایله دهنـگیـیهی سهرهوه، ماوهكهی 7 خولهكه.
| For the release of Sanandej student activists! |
To: All Human rights organizationsA few days after following the first commemoration of 16 Azar 1385 in Sanandej, which took place in a quite radical and splendid manner, 10 student activists were summoned to the Disciplinary Committee. Few of those 10 were arrested and are still locked up in Sanandej Intelligence Detention.
It is more than a month that these activists are being held in jail; and their families and friends have not heard from them. Among these detainees are:
1 – Aram Nosret-Pour, Azad university student, and political activist.
2 – Kaveh Javanmard, journalist, and political activist.
3 – Faigh Zolfeghari, political, and social activist.
4 – Shoresh Golkar, political activist.
Freedom-loving People!
Students of all the Universities of the country!
The families and friends of these detainees should not be left alone and in suspense. Let us all be one voice and call for their unconditional release. There is no doubt that our victory lies in our unity. With your signature, you can help us to speed up our loved ones out of jail.
Sincerely,
The For the release of Sanandej student activists! Petition to All Human rights organizations was created by and written by MobinDehbashi (ofogh66@gmail.com). This petition is hosted here at www.PetitionOnline.com as a public service. There is no endorsement of this petition, express or implied, by Artifice, Inc. or our sponsors. For technical support please use our simple Petition Help form.
Send this to a friend
| PetitionOnline - DesignCommunity - ArchitectureWeek - Great Buildings - Search | |
| http://www.PetitionOnline.com/sanandaj/petition.html |
© 1999-2005 Artifice, Inc. - All Rights Reserved. |
يادش بخير اين مرد بزرگ اين پيرطريقت سياست اين انسان وارسته اين تنها دوست كردها اين شهيد هرگز نمرده يادش بخير ، هر زمان كه پيشش مي رفتيم اخبار و احوال كردها را مي جست آخرين خبرها را به او ميداديم بدون كم و كاست منتشر مي كرد از اوضاع و احوال مردم مي پرسيد از فعاليت احزاب مي پرسيد ازشهيد دكتر قاسملو بسيار تمجيد مي كرد از خاطرات اوايل انقلاب مي گفت از هيئت حسن نيت مي گفت از قارنا و قلاتان از لباس كردي پوشيدنش در مهاباد و هزاران خاطره ديگر، او مردي عاشق بود عاشق صلح و آشتي عاشق عدالت عاشق ايران ،او كردها را صاحب ايران مي دانست اشراف بسيار زيادي بر تاريخ ايران داشت مي دانست كه كردها بانيان تمدن و تاريخ در اين سرزمين وخاورميانه بوده اند بر تمامي مبارزات آنها اشراف داشت مي دانست كه در طول تاريخ چقدر زجر كشيده اند به همين دليل تمامي حقوق آنها را به رسميت مي شناخت،كردها را خيلي دوست داشت ، با بارزاني و طالباني دوستي داشت ،تازه گيها جنگ داخلي در كردستان عراق شروع شده بود تمامي كردها در سراسر جهان نگران بر باد رفتن اولين دستاورد كردها درعراق بودند او از همه نگران تر بود مي گفت ساعتها با بارزاني و طالباني صحبت كرده ام و به آنها گفته ام كه شما قول داده ايد كه هرگز اسلحه خود را رودرروي هم نگيريد و دشمنانتان را شاد نكنيد بسيار تلاش كرد كه جنگ داخلي در كردستان عراق پايان يابد . هميشه چند نفر كرد در منزلش بودند منزلش پناهگاه بي پناهان و جور كشيدگان بود چندين باربلوچ و تاجيك هم آنجا ديدم يكبار پيامي راكه براي كنگره حزب دمكرات كردستان ايران فرستاده بود نشانم داد با تمامي احزاب كرد رابطه داشت خبرهاي كردستان را به دقت دنبال مي كردهر چند در اين اواخر پير شده بود و با عصا راه مي رفت ولي چيزي از محبت و مهمان دوستيش كم نشده بود بي تعارف وشفاف هر كسي مي توانست با او درد دل كند . تازه خاتمي سر كار آمده بود نامه اي نوشته بودم در رابطه با وضعيت كردستان، فضا كمي باز شده بود نامه را پيشش بردم آن را برايش خواندم خواستم اگر ايرادي است آن را بر طرف كند هيچگونه ايرادي نگرفت فقط كلمه اقليت را كه در رابطه با كردها بكار برده بودم گفت آن را حذف كن چون كردها در ايران اقليت نيستند در تركيه وعراق اقليتند آن را حذف كردم .
تازه عبدلله اجلان دستگير شده بود چگونگي بازداشت او را ديده بود بسيار نگران بود كه اين مرد بزرگ اين عقاب بلند پروازكوهستانهاي كردستان اين رهبر كردها اينچنين مظلوم به دست تركهاي فاشيست افتاده بود نمي دانست چكار كند اطلاعيه اي نوشته بود فكر كنم آخرين اطلاعيه حزب ملت ايران قبل از شهادتش بود دراين اطلاعيه بسيار ازسه روک اپو تعريف و تمجيد شده بود ، يادش بخير علارغم كهولت سن و پيري چند روز پيش از شهادتش عصا بدست رفته بود گل گرفته بود گلي بزرگ مي خواست اين گل را به سفارت ايتاليا به مناسبت دادن پناهندگي به سه روك اپو تقديم كند . يك شب قبل از شهادتش با تعدادي از كردها هم صحبت بود آخرين ديدارهايش هم با كردها بود شايد يكي از دلايل شهادتش همين نزديكي به كردها بود هر چند دوستان كردها هم مثل رهبران كردها زندان و شهادت را پيشه خود ساخته اند ولي اي كاش از اين دوستان جان فدا در تركيه و عراق هم مي داشتيم تا آنها هم هما نند كردها براي ازادي و دمكراسي مثل شمع مي سوختند و ما اينچنين در قعرتاريك تاريخ تك و تنها نمي مانديم ،سخن بسيار است و خاطرات فراوان، در ذيل نامه اي كه توسط اينجانب خطاب به رياست جمهور وقت نگاشته شده است و توسط زنده ياد داريوش فروهر ويرايش شده است آمده است سرنوشت اين نامه هم خود داستان مفصلي است نسخه اصلي اين نامه درجريان بازداشت برادرم خسرو توسط نيروهاي امنيتي در ان زمان توقيف شد بعد از مدتي يادم آمد كه يك نسخه از آن را به دفتر نشريه ايران فردا ارسال كرده ام به دفتر ايران فردا رفتم دوست روزنامه نگار عزيزمان رضا عليجاني آنجا بود بعد از جستجوي بسيار آن را پيدا كردوآن نسخه را به دفتر رياست جمهوري پست كردم.اين شما و اين اصل نامه،
تو خود حديث مفصل خوان از اين مجمل
دمكراسي ،آزادي ،حقوق بشر وحقوق شهروندي مفاهيمي هستند كه تنها از طريق آموزش و فرهنگ سازي قابل دستيابي مي باشند و تنها راه دستيابي به اين ارزشها دروني كردن و نهادينه كردن آنها در ذات و شخصيت انسانها مي باشد كه نهايتا منجر به جامعه پذيري سياسي شهروندان مي شود چه بسا افرادي كه داعيه دفاع از حقوق بشر را دارند ولي با مفاهيم اوليه دمكراسي و حقوق بشردرعمل بيگانه هستند لذا بنياد دمكراسي وحقوق بشر كردستان ايران در صدد است كه با هماهنگي و همكاري كانون مدافعان حقوق بشر در تهران يك سري كلاسهاي آموزش مفاهيم دمكراسي و حقوق بشر و حقوق شهروندي درشهرها و مناطق كردنشين برگزار كند از كليه علاقمندان و فعالين عرصه هاي سياسي و اجتماعي كه علاقمند به آشنايي با اين مفاهيم هستند دعوت مي شود كه در اين كلاسها حضور يابند.
دبيرخانه بنياد دمكراسي و حقوق بشر كردستان ايران
كردستان
پنجم بهمن ماه 1385
http://kurdistanmedia.org/farsi/modules.php?name=News&file=article&sid=329
| گفتوگۆیهك لهگهڵ مهسعود كورد پوور سهبارهت به سهردانهكهی ئهحمهدی نهژاد بۆ ئهمهریكای لاتین | |
17/01/2007 |
سهرۆكی ئێرانی مهحمودی ئهحمهدی نهژاد ڕووبهڕووی ڕهخنهیهكی زۆر بۆتهوه له
| ئهحمهدی نهژاد له تاران پێش بهڕێكهوتنی بهرهو ئهمهریكای لاتین. |
ئهو ئهندامانهی پهرلهمان دهڵێن بهڕێز ئهحمهدی نهژاد كاری زۆر گرنگتری ههیه وهک لهوهی سهردانی ئهو ههرێمانه بكات. لهو كارانهش كه گرنگ وایه جێبهجێیان بكات، ئامادهكردنی بوجهی ساڵانه و دۆزینهوهی چارهسهره بۆ كێشه ئابورییهكانی ووڵات.
لهم بارهیهوه، هاوكارمان موعتهبهر شیروانی گفتوگۆیهكی لهگهڵ ڕۆژنامهوانی كورد مهسعودی كورد پوور سازداوه و بۆ گوێگرتن له درێژهی گفتوگۆكه كلیكی ئهو ئۆدیۆ فایلهی لای سهرهوهی ئهم لاپهڕهیه بكه.
با سلام
به استحضار مي رساند كه بنياد دمكراسي و حقوق بشر كردستان ايران ضمن محكوم كردن صدور حكم اعدام نازنين فاتحي دختر كرد ي كه توسط دستگاه قضايي به صورت ناعادلانه به اعدام محكوم شده است ،آمادگي خود را جهت هر گونه همكاري براي لغو حكم اعدام نامبرده اعلام مي دارد.
دبيرخانه بنياد دمكراسي و حقوق بشر كردستان ايران
كردستان
بيستم ديماه ۱۳۸۵
http://www.bodogmusic.com/artists/nazanin.php
در علم و دانش ببندند خدايا مپسند درجهل و خرافات بگشايند
دير زماني است كه اين دياركهن اهورايي مركز علم و دانش بوده است، در طي تاريخ چندين هزار ساله تمدن وفرهنگ علارغم فرازو نشيبها ومصيبتهاي خانمانسوز تاريخي هرگز چراغ علم و دانش به خاموشي نگراييده ودر پيچ وخم شبهاي تاريك مستبدان اين چراغ همچنان سوسو زده است.هر چند كم نيستند امير كبيرهايي كه براي روشن نگهداشتن چراغ علم و دانش همچون شمع سوختند ولي نگذاشتند اين چراغ خاموش شود، هرچند اين سرزمين سالهاست كه به تازيانه هاي سيه باد جهل و خرافات خو كرده است ولي اكنون در حالي كه جهان هر روزبه پله ديگري ازكاخ علم و دانش دست ميابد حاكمان كنوني ايران در اين هزاره عزم جزم كرده اند كه به پيكار علم و دانش بروند و نام خود را در تاريخ جاودانه سازند، نمي دانند كه اگر مبارزه با علم و دانش جواب ميداد بعد از قتل اميركبيرها و گاليله ها ديگرجهان علم به آخر مي رسيد و ديگر خبري از پيشرفتهاي شگفت انگيز بشري نمي بود .
اين سرزمين را چه شده است كه هر روز شاهد به مسلخ رفتن عده اي ديگر از اصحاب قلم ومطبوعات و علم و دانش هستيم .
هر چند انتظاري بيش از اين ازاين جماعت نمي رود ولي چنين رفتارهايي هر چه بيشتر كوس رسوايي آنها را به گوش جهانيان وتاريخ مي رساند .
بنياد دمكراسي و حقوق بشر كردستان ايران ضمن ابراز نگراني از احكام اخراج، تبعيد وتعليق و بازداشت دانشجويان كرد دانشگاههاي كردستان به حاكمان توصيه مي كند كه خاموش كردن چراغ علم و دانش در اين سرزمين نهايتا گريبان حكومتگران را هم خواهد گرفت و بترسيد ازروزي كه چراغ اقتدارحكومت شما هم خاموش شود و در تاريكي جهل و خرافات كسي به داد شماها نرسد كه آن روز بسيار دور نيست.
دبيرخانه بنياد دمكراسي و حقوق بشر كردستان ايران
كردستان
نوزدهم ديماه 1385
A clip from RealPlayer - BBC Persian - 0236 GMT 04/01/2007
http://anon.user.tajkhoroos.com/cipher:YdVyr6vjcm5P8yyDUWLcbMxFOItvQYdy1lxI8LDLtHlmnJRf8aJ
بازداشت وتوقيف مطبوعات در كردستان را محكوم مي كنيم
در طي ماههاي اخير فشار برمطبوعات مستقل در كردستان بالا گرفته است بركسي پوشيده نيست كه مطبوعات وجدان بيداروچشم تيزبين جامعه هستند . جامعه اي كه فاقد مطبوعات مستقل و روزنامه نگاران شجاع است بيشتر به مردابي مي ماند كه روبه اضمحلال ، تباهي و نيستي مي رود،حاكمان مقتدرمردابها درطول تاريخ پشه هاي ناقل بيماري مالاريا از نوع كشنده آن بوده اند.
انسان زماني انسان است و رو به تكامل وجودي خود ميرود كه بتواند بينديشد وبنويسد و سخن بگويد كساني كه به هر نحوي جلوي انديشيدن و تفكر را مي گيرند در واقع سد راه تكامل جوامع براي رسيدن به جامعه اي انساني ترهستند . چنين است كه انسان را حيوان ناطق مي گويند درواقع تفاوت اساسي انسان با حيوان در تفكر ،انديشه و سخنوري وي است. فقدان آزادي بيان و تفكر مستقل و مطبوعات آزاد از ملزومات حاكميت مستبد وفاسد ووجود تباهي و نيستي در جوامع است . جوامعي كه از استقلال فكري و انديشمندان مستقل تهي گشته اند زمينه هاي بيشتر بروز وظهور تفكر فاشيستي و جنگ و خشونت را فراهم كرده اند. تو قيف نشريات مستقل توقيف فكر و انديشه و توقيف رشد و پويايي وبالندگي جامعه است . مسلما جامعه اي كه از آزادي بيان و تفكر و انديشه خالي باشد نمي تواند حاكمان دمكرات ،آزاد ،صادق و با اخلاق پرورش دهد. در واقع مردمسالاري بدون آزادي مطبوعات ازمعني خالي است بر همين اساس است كه مطبوعات را ركن چهارم دمكراسي مي نامند. متاسفانه در طي سالهاي اخير حاكميت اقتدارگرا دهها نشريه مستقل را به بهانه هاي واهي تعطيل كرده است مسلما براي توقيف نشريات هدفي غير از ماندن در قدرت متصور نيست .استفاده از ابزار خشونت قانوني وغيرقانوني از راههاي ماندگاري حاكميت اقتدارگرايان و تامين امنيت گورستاني در جامعه است. در طي 2ماه اخير متاسفانه براي خاموش كردن هر چه بيشتر چراغ مطبوعات فشار برمطبوعات كردستان دو چندان شده است. بازداشت و توقيف مطبوعات مستقل به بخشي از سياستهاي جاري حاكميت بدل شده است. بازداشت روزنامه نگاران رضا عليپور، سامان سليماني و فرهاد امين پور هيئت تحريه نشريه تئوريك روژهه لات، بازداشت كاوه جوانمردواكو كردنسب و احضار ليلي مدني صاحب امتياز هفته نامه كرفتو عملا باعث ايجاد وقفه در انتشار اين نشريات شده است .اخيرا هيئت تحريه هفته نامه ديدگاه نيز اعلام كردند به دليل فشارهاي وارده از طرف دستگاههاي امنيتي اين هفته نامه را منتشر نمي كنند .هيئت تحريه ساير نشريات هم از جمله سيروان و پيام كردستان نيزبر اثر فشارهاي وارده وعدم امكان انتشار آن در فضاي موجود عملا توسط مديران مسئول تعويض شدند.
بنياد دمكراسي و حقوق بشر كردستان ايران ضمن محكوم كردن بازداشت و توقيف مطبوعات آن را خلاف اصول 23و24 قانون اساسي جمهوري اسلامي مبني بر آزادي انديشه و مطبوعات و اصول 19و27 اعلاميه جهاني حقوق بشر مي داند و اعلام مي كند كه ايجاد فضاي اختناق و سركوب عملا انديشه را زير زميني كرده و هزينه فعاليتهاي مدني و قانوني را بالا برده وبه بروز و ظهور خشونت هر چه بيشتر در فضاي حساس امنيتي كنوني كردستان دامن ميزند وهيچ فايده اي براي امنيت و منافع ملي كشور ندارد.
دبيرخانه بنياد دمكراسي و حقوق بشر كردستان ايران
يازدهم ديماه 1385
جناب رئيس جمهور لطف كرده سهام عدالت را در كردستان توزيع نكنيد
در كمتر از دو هفته چهار تن از شهروندان كرد به نامهاي هيوا ناظري وعبدالله سركان اهل بوكان و اردشير احمدي و ياسر بدري اهل پاوه به ضرب گلوله نيروهاي انتظامي كشته و در آتش سوختند .
اين شهروندان زماني مورد اصابت گلوله قرارگرفتند كه هنوز رئيس جمهورمدعي عدالت در كرمانشاه سرگرم توزيع سهام عدالت و پول نفت بر سر سفرهاي مردم شهرهاي مرزي بود .
حوادثي از اين دست سالهاست كه به بخشي از زندگي روزمره شهروندان مناطق مرزي كشور وبه ويژه مناطق كردنشين تبديل شده است دهها نفر از شهروندان بي گناه محروم از درامدهاو منابع عظيم نفتي ،سالانه جان خود را در راه تامين حداقلهاي معاش و زندگي از دست ميدهند.اين در حالي است كه بر اساس اصول 22و48 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و مواد 3و22و23و25 اعلاميه جهاني حقوق بشر كه جمهوري اسلامي نيز از امضا كنندگان ان است ،تمامي شهروندان بايد از حقوق برابر، تامين اجتماعي ،اشتغال ،بيمه بيكاري، امنيت ورفاه و آسايش برخوردار باشند حاكميت وظيفه دارد كه نه تنهابه حيثيت -جان -مال،ناموس و مسكن و اشتغال افراد تعرض نكند بلكه در حفاظت و مصونيت و تامين آن براي تمامي شهروندان بكوشد.
حاكميت جمهوري اسلامي در طي 27 سال اخير متاسفانه نه تنها اعلاميه جهاني حقوق بشر بلكه قانون اساسي موجود را كه توسط قانون گزاران خودشان هم نوشته شده اجرا نمي كند.
مديريت فرسوده و ناكارامد ،ناشايست سالاري ،برنامه ريزي غلط، انتخاباتهاي فرمايشي ،اختلافات شديد طبقاتي و منطقه اي ،،تمركز قدرت و ثروت كلان كشور در دست نزديكان و دوستان نظام وآقازاده ها،غيبت شهروندان درتصميم گيريهاي كلان سياسي و اجتماعي و اقتصادي،كشور را چنان دچاربحران كرده است كه مجريان و كارگزاران حاكميت در اوج سردرگمي و استيصال راهي جز پايمال كردن حقوق شهروندان و استفاده از ابزار خشونت چه به صورت قانوني و چه غير قانوني براي اداره كشور ندارند.
در حالي كه در مناطق حاشيه اي كشور فقر،بيكاري، اعتيادو انواع ناهنجاريهاي اجتماعي بيداد مي كند مناطق مركزي كشور با تجمع و تمركز بيش از حد ثروت و صنايع روبرو هستند كه دود آن به چشم مركز نشينان نيز مي رود و سالانه صدها نفر بر اثر آلودگي هوا در تهران مي ميرند.
متاسفانه سهم مردم كردستان از سهام عدالت جناب رئيس جمهور قتل شهروندان ،صدور احكام اعدام كه آخرين نمونه آن مصطفي سليمي اهل روستاي ايللوي سقز،بازداشت روزنامه نگاران و شهروندان عادي به بهانه هاي واهي است.
بنياد دمكراسي و حقوق بشر كردستان ايران پايمال كردن حقوق شهروندان در كليت ان را محكوم ميكند وبه حاكمان توصيه مي كند كه به جاي شعارهاي توخالي مبني بر عدالت و آزادي از لجاجت دست بردارند و مفاد قانون اساسي كه مربوط به حقوق مردم است و اعلاميه جهاني حقوق بشر را مد نظر قرار داده و از اقدامات سركوبگرانه دست بر دارند و با ملت آشتي كنند.
دبيرخانه بنياد دمكراسي و حقوق بشر كردستان ايران
پنجم ديماه 1385
كردستان
انتخابات يكي از نمادهاي دمكراسي دركشورهاي توسعه يافته و مدرن است، حق حاكميت مردم جزوحقوق طبيعي و انساني جوامع بشري است كه ناشي از فطرت وجودي انسانهايي است كه به دليل برخورداري از تمامي مواهب بشري وعقل و شعوروسواد كافي حق انتخاب درست را دارا هستند .دركشورهاي توسعه يافته انتخابات در والاترين شكل خود بروزوظهور ميابد وساختارهاي قدرت حاكمان را درهم ميريزد و سياستهاي داخلي و خارجي را متحول مي كند ،در واقع دمكراسي ابزاري است براي ابراز وجود وبروزشخصيت جوامع انساني.
دركشورهاي توسعه نيافته اي مانند ايران كه داراي ساختارهاي متصلب اجتماعي؛ فرهنگي وسياسي است متاسفانه انتخابات از معني و ذات وجودي خود كه همانا آزادي انتخاب است خالي شده است و به ابزاري جهت تزئين دكان قدرتمداران بدل شده است، استفاده ابزاري درطي ساليان مديد ازانتخابات ان رابه نازلترين جايگاه خود هم پيش جهانيان وهم پيش تودهاي هوشيارمردم بدل كرده است . پيش نياز يك انتخاب صحيح بروزوظهورآزاديهاي اساسي يك ملت است كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر آمده است . وجود احزاب قدرتمند ؛جامعه مدني توانا ؛مطبوعات مستقل وآزاد ،نخبگاني با تقواي سياسي و اجتماعي ،تودهايي متشكل ،ريشه كني فقرو بي سوادي، داشتن اشتغال و آموزش ووجود شهروندان دمكرات و آزادمنش ازابتدايي ترين شرايطي است كه قبل از برگزاري هر انتخاباتي بايد مهيا شود . حاكميت جمهوري اسلامي كه فقط در فكر بقا وماندگاري خود به هر شيوه ممكن است از بروز و تحقق حداقلهاي ممكن براي برگزاري يك انتخابات صحيح جلوگيري مي كند، .درچنين شرايطي كه باندهاي قدرت و ثروت جايگاه احزاب فراگير ومسئول را گرفته اند برگزاري انتخابات تنها باعث جابجايي چهرهايي تكراري، مشخص و شناخته شده مي شود . انتخاب كساني كه به هيچ كسي پاسخگو نيستند تنها باعث گسترش و نهادينه تر شدن فساد در ابعاد مختلف آن درنهادهاي قدرت مي شود .در چنين شرايطي مشخص نيست كه تودهاي ناراضي چگونه مي توانند وبايد اعتراض خود را بروز دهند . در طي ساليان اخير با تعطيلي روزنامه ها و بازداشت و سركوب روزنامه نگاران ،بازداشت فعالين سياسي و دگر انديش ،انحلال و فشار بر احزاب،وجود فقر و بي كاري و مشكلات عديده اجتماعي ،انتخابات معني و مفهوم اصلي خود را از دست داده است ، بويژه در كردستان كه هيچكدام از پيش زمينه هاي برگزاري يك انتخابات آزاد در ابتدايي ترين شكل ان هم امكان بروز وظهورندارد .بنا برآنچه گذشت بنياد دمكراسي و حقوق بشر كردستان ايران هر چند برگزاري هر انتخاباتي را تمريني براي مردمسالاري و بالا بردن هوش و ذكاوت مردم در تشخيص هرچه بهتر سره از ناسره مي داند از حاكميت ميخواهد براي پرهيز از خسران بيشتر، حق حاكميت مردم بر سرنوشت خودشان را به رسميت بشناسد و براي جلوگيري از وخيم تر شدن اوضاع با اتكا بر درامدهاي بالاي نفتي زمينه هاي بروز و تحقق اعلاميه جهاني حقوق بشر را فراهم كرده، آزادي احزاب و تشكلها ،آزادي بيان و تجمعات ،آزادي روزنامه نگاران در بند، محو فقر و گسترش فرهنگ مشاركت مدني و تربيت شهروندان دمكرات وآزاد را فراهم كند .در غير اينصورت بركزاري انتخابات اب در هاون كوبيدن است و هيچ فايده اي براي مشروعيت حاكميت ندارد.
دبيرخانه بنياد دمكراسي وحقوق بشركردستان ايران
اول ديماه 1385
كردستان